بچه برادرم هر وقت منو میبینه بغلم میکنه ،یه بغل کردنی که انگار یه دل سیر دلگرمی به وجود میاره... وقتای که خیلی خسته و داغونم میرم جلو در خونه شون و زنگ میزنم میگم بیا پایین تا میشینه تو ماشین بغل ! و من آرامش خاصی میاد تو وجودم... خواستم اینو بگم که بغل پدیده عجیبیه... خیلی از ما آدما سال هاست تو حسرت بغل یکی هستیم که نیست ... یا هست و سهم تو نیست ،فقط یه لحظه برای چند ثانیه بغل اون آدم میتونه سال ها درد رنجی که با خودت حمل کردی رو از بین ببره... بعضی وقتا هم از بغل یکی جدا شدی ... تو حسرتی ،حسرت یه بار بغل کردن دوباره... یه وقتای هم هست در انتظاری ،انتظار اون آغوش ،اما اگر فرصتش شد قدرش رو بدون ! شاید فقط همون لحظه باشه ،همون یه لحظه و تکرار نمیشه...
+ نوشته شده در ساعت 22:50 توسط حمید
|
برچسب:
نویسنده: محمد دادخواه
تاريخ: دوشنبه
8 مرداد
1403 ساعت: 13:40